زندگینامه اروین شرودینگر

اروین شرودینگر، در سال ۱۸۸۷ در وین اتریش متولد شد.او پس از دریافت مدرک دکترای شیمی تصمیم گرفت همه زندگی خود را صرف نقاشی به سبک ایتالیایی کند، اما پس از مدتی به شغل پدرش که گیاه‌ شناسی بود علاقه مند شد و به تحقیق و بررسی در این زمینه پرداخت.سپس نتایج مطالعات خود را در مجموعه‌ای با عنوان تکامل نسل گیاهان چاپ کرد.از طرفی شرودینگر به زبان آلمانی که زبان مادری‌اش بود نیز بسیار علاقه داشت و شعر و ادبیات کهن آلمانی را ستایش می‌کرد. سپس چند سال در یک موسسه به عنوان دستیار تحقیقاتی فعالیت کرد.مهمترین کار او مکانیک موج و معادله شرودینگر است که یکی از مهمترین دستاوردهای قرن بیستم خوانده می شود.او در سال ۱۹۰۶ وارد دانشگاه وین شد و در سال ۱۹۱۰ دکترا گرفت و پس از آن، در جنگ جهانی اول حضور پیدا کرد.شرودینگر سرانجام در سال ۱۹۶۱ در سن ۷۳ سالگی، به خاطر درگیری با بیماری سِل درگذشت.

خداناباوری شرودینگر

او با اینکه از خانواده‌ای مسیحی می‌آمد، خداناباور (آتئیست) بود. او به عنوان یک بی‌دین،خدا را آفرینندهٔ جهان نمی‌دانست و همواره، سنت‌گرایی دینی را نفی می‌کرد.شرودینگر باور داشت که تلاش‌های علمی‌اش، دست آخر به یافتن سرچشمۀ هستی خواهد انجامید.

فعالیت های علمی

شرودینگردرابتدا با ایده‌های کوانتومی در آثار ماکس پلانک، آلبرت اینشتین، نیلز بور، آرنولد زومرفلد و دیگران آشنا شد.پس ازآن برپایهٔ رفتار دو گانهٔ الکترون (موجی و ذره‌ای)  محدود کردن الکترون به یک مدار را درست ندانست و از احتمال حضور الکترون در فضای سه بعدی سخن گفت. او این فضای سه بعدی که در آن احتمال حضور الکترون می‌رود را اُربیتال نامید. شرودینگر پس از محاسبات پیچیده، به این نتیجه رسید که  برای مشخص کردن اوربیتال یک اتم  به 3 عدد کوانتمی نیاز داریم.شرودینگر سه عدد کوانتومی را از روی معادلات دیفرانسیل و حساب انتگرال به دست آورد.

افتخارات شرودینگر

شرودینگر از معدود دانشمندان قرون معاصر است،که جایزه نوبل، مدال مکس پلانک،عضویت در آکادمی سلطنتی علوم در لندن، کسب مدال علم و هنر اتریش از جمله افتخارت او محسوب می‌شود.

همچنین یک دهانه ماه به نام او نامگذاری شده است.

ازمایش معروف گربه شرودینگر

در اين «آزمايش ذهنی» که گاهی اوقات از آن به عنوان آزمايشی خيالی نيز نام می برند، او اتاقی دربسته يا جعبه ای را تصور کرد که گربه ای زنده درون آن قرار دارد و نيز حاوی «وسيله ای جهنمی» شامل يک شيشه سيانور و مقدار کمی ماده راديواکتيو است. اين مقدار ماده راديواکتيو آن قدر کم است که در طول يک ساعت ممکن است يکی از اتم های ماده راديواکتيو متلاشی شود، اما با احتمالی مشابه ممکن است هيچ کدام از اتم ها دچار تلاشی نشود. اگر اتم راديواکتيو تجزيه شود، پرتوهای حاصل،فرایندهایی به راه می اندازند که باعث مرگ گربه مي شود. می توان گفت بعد از گذشت يک ساعت با برداشتن در جعبه می توان دريافت آيا گربه زنده است يا مرده.در زندگی روزمره احتمال پنجاه _ پنجاه وجود دارد که گربه کشته شود و بدون نگاه کردن به درون جعبه می توانيم بگوييم که گربه درون آن مرده يا زنده است. اما براساس نظريه کوانتوم هيچ کدام از اين دو امکانی که برای ماده راديواکتيو و در نتيجه گربه وجود دارد واقعيت ندارد، مگر آنکه مشاهده شوند.