کلیه

گرچه ما انسان ها در خشکی زندگی می کنیم اما تک تک یاخته های ما در محیطی مایع زندگی می کنندکه به آن محیط داخلی می گوئیم. آنچه که در مورد این محیط مایع حائز اهمیت است، مشابه بودن غلظت آن با غلظت درونی یاخته ها یا به عبارت دقیق تر مشابه بودن فشار اسمزی آنهاست 

: اگر غلظت مایع اطراف یاخته ها رقیق تر یا غلیظ تر از یاخته ها باشد آنگاه خود به تهدیدی جدی برای ادامه حیات مامبدل خواهد شد؛ چون ممکن است به ورود بیش از حد آب به یاخته یا خروج آب از آ ن منجر شود.

 بدن ما چگونه فشار اسمزی مایع اطراف یاخته ها راتنظیم می کند؟

✓ چگونه ترکیب شیمیایی آن را ثابت نگه می دارد؟

✓ آیا روشهایی که بدن انسان به کار می گیرد، در سایرجانوران هم دیده می شوند؟

✓ ادرار چگونه تشکیل می شود؟

✓ ترکیب شیمیایی ادرار چه اطالعاتی را درباره وضعیت

درونی بدن فراهم می کند؟

این ها نمونه پرسشهایی است که پاسخ آنها را در این فصل

خواهیم یافت.

 اگر در یک روز گرم تابستانی ورزش کنید عرق می کنید. احتماال

متوجه خواهید شد که از مقدار ادرار شما کاسته خواهد شد. می

دانید چرا؟

چون بدن شما در نتیجه عرق کردن، آب از دست می دهد و

بنابراین مقدار ادرار را کاهش می دهد تا آب از دست رفته را

جبران کند.

: کمبود آب، اکسیژن و مواد مغذی یا انباشته شدن مواد دفعی یاخته

ها مثل کربن دی اکسید و مواد دفعی نیتروژن دار از جمله مواردی

هستند که حیات را تهدید می کنند.

در نتیجه حفظ وضعیت درونی بدن در محدوده ای ثابت، برای

تداوم حیات، ضرورت دارد.

 اگر وضعیت درونی بدن از تعادل خارج شود بعضی از مواد، به

میزان الزم به یاخته ها نمی رسند. بسیاری از بیماریها در اثر برهم

خوردن هم ایستایی پدید می آیند.

هومئوستازی : مجموعه اعمالی که برای پایدار نگه داشتن وضعیت

درونی بدن انجام می شود هم ایستایی )هومئوستازی( می نامند.

هم ایستایی از ویژگی های اساسی موجودات زنده است.

حفظ هم ایستایی بدن. وظایف کلیه

 1حفظ تعادل آب،

2اسید ــ باز)تنظیم PH بدن(

3حفظ یو نها

4دفع مواد سمی و مواد زائد

5نیتروژن دار

 کار جالب دیگر کلیه ها این است که گروه ویژه ای ازیاخته هایشان می توانند با ترشح هورمون اریتروپویتین در تنظیم تعداد گویچه های قرمز بدن و خون سازی نقش ایفا کنند.

: کلیه ها اندام هایی لوبیایی شکلی هستند.در طرفین ستون مهره ها وپشت شکم قرار دارند.کلیه راست به علت قرارگیری کبد بر روی آن قدری پایین تر از کلیه چپ است: کلیه هر فردبالغ تقریبا به ندازه یک شت بسته اوست

 حفاظت از کلیه ها :

❑ دنده ها )شماره 11 و 12)

❑ کپسول کلیه

)پرده ای از جنس بافت پیوندی(

❑ چربی اطراف کلیه

)محافظت دربرابر ضربه و حفظ موقعیت

کلیه

عالوه بر این سه عامل محافظت کننده از کلیه

لنف ، خون و .....با داشتن عوامل دفاعی در از بین بردن

میکروبهای وارد شده به کلیه نقش دارند.

حتی پوست که جزء خط دفاعی اول بدن است و نیز عضالت

هم در حفاظت از کلیه نقش دارند.

تحلیل بیش از حد چربی اطراف کلیه در کاهش وزن های

شدید، می تواند عوارض زیر را در پی داشته باشد.

✓ افتادگی نسبی کلیه ها

✓ مسدود شدن میزنای

✓ نارسایی کلیه

: اگر دیابت کنترل نشود به تدریج باعث تجزیه چربی های

بدن می شود و به همین صورت احتمال تحلیل چربی های

اطراف کلیه نیز افزایش می یابدکه در نهایت می تواند

منجر به افتادگی کلیه ها و تاخوردگی میزنای بشود.

 ساختار درونی کلیه

در برش طولی کلیه:

) از خارج به داخل (

❑ بخش قشری

❑ بخش مرکزی : تعدادی ساختار هرمی شکل دیده می شود که

هرمهای کلیه نام دارند.

هر هرم و ناحیه قشری مربوط به آن را، یک لَپ کلیه می نامند.

❑ لگنچه:ساختاری شبیه به قیف دارد. ادرار تولید شده، به آن وارد و

به میزنای هدایت می شود تا کلیه را ترک کند.

 نفرون

هر کلیه از حدود یک میلیون گُردیزه تشکیل شده است

که فرایند تشکیل ادرار در آنها آغاز می شود.

 نفرون ها واحد عمل در کلیه می باشند

ساختار لوله مانندی بوده که هر یک شامل بخش های

زیر می باشد:

✓ کپسول بومن که در ابتدای نفرون است و قیفی

شکل می باشد.

✓ لوله پیچ خورده نزدیک

✓ قوس هنله که U شکل می باشد

✓ لوله پیچ خورده دور که نفرون را از طریق لوله رابط

به مجرای جمع کننده متصل می کند.

گردش خون در کلیه

منشاء ادرار از خون است و بنابراین بین گردریزه و رگهای خونی ، ارتباط تنگاتنگی وجود دارد.با توجه به این که تبادل مواداز طریق مویرگ ها رخ می دهددر اینجا نیز شبکه های مویرگی را می بینیم.

گردش خون در کلیه دو شبکۀ مویرگی در ارتباط بـانفرون مشاهده می شود. اوّل.به نام کالفک )گلـومرول( کـه درون کپسول بومن قـرار داردواز سـرخرگ آوران پدیـد مـی اید.دومی به نـام دورِ لولـه ای که طــراف قســمت هــای دیگــرگُردیزه را فراگرفته است.گردش خون در کلیه.دو شبکۀ مویرگی در ارتباط بـانفرون مشاهده می شود. اوّلی به نام کالفک )گلـومرول( کـه.درون کپسول بومن قـرار داردواز سـرخرگ آوران پدیـد مـیاید 

دومی به نـام دورِ لولـه ای کـه اطــراف قســمت هــای دیگــرگُردیزه را فراگرفته است.

شبکه مویرگی اول یا گلومرول درون کپسول بومن قرار گرفته و از سرخرگی بنام سرخرگ اوران منشاءمی گیرد و به سرخرگی بنام سرخرگ وابران ختم میشود

 تقریبا همه مویرگهای بدن از سرخرگ حاصل شده اند وبه

سیاهرگ ختم می شوند اما شبکه مویرگی اول در کلیه ها

استثناست.

شبکه های مویرگی ، یک بخش سرخرگی و یک بخش سیاهرگی

دارند ولی همیشه الزاما دو طرف شبکه مویرگی را سرخرگ و

سیاهرگ تشکیل نداده است .بلکه دو طرف یک شبکه مویرگی

می تواند از یک نوع رگ )یا سرخرگ و یا سیاهرگ (تشکیل

شده باشد مثل گلومرول موجود در کلیه انسان.

 پس به هر کلیه، یک سرخرگ وارد می شود. انشعابات این سرخرگ از فواصل بین هرم هاعبور میکند و در بخش قشری به سرخرگ های کوچکتری تقسیم می شود. انشعاب انتهایی این سرخرگ ها، سرخرگ آوران نامیده می شود. خون از طریق

سرخرگ آوران به کالفک واردمی شود و از طریق سرخرگ وابران آن را ترک می کند.سرخرگ وابران در اطراف لوله

های پیچ خورده و قوس هنله،شبکۀ مویرگی دورِلوله ای را میسازد

این مویرگ ها به یکدیگر می پیوندند و سیاهرگ های

کوچکی به وجود می آورند که پس از عبور از فواصل

بین هرم ها سرانجام سیاهرگ کلیه را می سازند. این

سیاهرگ، خون را از کلیه بیرون می برد.

: شبکه مویرگی دور لوله ای در اطراف لوله های پیچ خورده

دور و نزدیک وهم چنین در قسمت باالروی هنله ، حاوی

خون روشن است مویرگهای این شبکه در اطراف بعضی

قسمت های لوله هنله ) در قسمت پایینی آن ( حاوی خون

تیره می شوند آموزش زیست دهم